دین سوپرمارکتی؛ اسلام نوظهور!

روزگاری بود که انسان دین را تنها از خانواده و جامعه خود کسب می کرد. تعالیم اولیه و سرشت تربیتی او از پدر و مادرش شکل می گرفت و در دوران جوانی نیز، مذهب را از کانال های محدود رسمی جامعه خود کسب می کرد و دیگر هیچ. این وضعیت را مقایسه کنید با انسان امروز که از همان اوایل نوجوانی از طریق رسانه های گوناگون با شکل های مختلفی از اخلاق و زندگی آشنا می شود.


حالا فصل انتخاب اوست. نوجوانی اکنون دقیقا به معنای انتخاب است. با مواجهه نوجوان با دنیای بیرون دیگر هیچکدام از رئوس معرفتی والدین در امان نیستند و تمامی آن ها می تواند توسط نوجوان امروز مورد پرسش قرار گیرد و یا حتی مورد بی تفاوتی قرار گیرد. دیگر هیچ تضمینی نیز وجود ندارد که کودک دیروز ما، دین خود را از منابع رسمی و مورد پذیرش جامعه بشنود. او دیگر تنها از کتاب های دینی آموزش و پرورش و روحانی محل، مفاهیم دینی خود را اخذ نمی کند، صدها شبکه تلویزیونی و سایت های اینترنتی اطلاعات او را در زمینه هستی، خدا و زندگی تکمیل می کنند و او حق انتخاب دارد. مهم ترین حقی که برا انسان امروز فراهم می شود، حق انتخاب است. او می تواند دین خود را از هر منبعی که خواست، بیابد. این درست مانند مشتری یک سوپرمارکت بزرگ می ماند که در ابتدای فروشگاه چرخ را به دست می گیرد و در فروشگاه قدم می زند و از هر قفسه ای آن چه که می خواهد را برمی دارد مثلا از بخش روغن ها، روغن کنجد را انتخاب می کند و از قسمت پنیر، پنیر خامه ای را انتخاب می کند و همین طور ادامه می دهد تا نیازها و خواسته هایش را تامین کند.


در دین نیز، انسان امروزی که در میان تصاویر رسانه ای و شبکه های اجتماعی محاصره شده است چنین عمل می نماید. او انتخاب خویش را محور قرار داده است و اکنون دیگر نه آن روزی است که ترجمه کتاب مقدس فقط در اختیار خواص بود و نه آن روز است که کتب اصلی اسلام به زبان عربی بود و نه آن روز است که عقاید ضاله زیرزمینی معامله می شد و دیگر نه آن روز است که درخشش بدن زن، به زیر ابر پوشش پنهان بود. او می تواند انتخاب کند و بستر برای او مهیاست.
او می تواند اخلاق را از مسیحیت بگیرد و عرفان را از بودا اخذ کند. دکور خانه اش را زرتشتی بچیند و بر مال دنیا یهود وار بکوشد. فقه را به نسیه بخرد و محبت را از قفسه اهل بیت به روایت هر عالمی که دوست داشت، اخذ نماید. او مختار است و تمام این قفسه ها را اکنون رسانه ها در اختیار او گذاشته اند. پس دیگر تعجبی ندارد که خمس و زکات که هیچ، نماز و روزه را منکر شود و از جیب خودش خرج مجلس سیدالشهدا کند! احادیث معمول و مشهور را با چوب عقل منکر شود اما در عوض خودش با دست خودش خروس بکشد و خون به لاستیک ماشین بمالد تا دفع شر شود! کتاب عارفان اهل زهد تازیانه سلوک خورده ترک دنیا کرده بخرد و زیر کولر گازی در محاصره اجناس کره ای، لم بدهد و بخواند. پای شوهای معنوی تلویزیون اشک بریزد و یک ساعت بعد به جز گرسنگی اش که قرار است با انواع فست فودهای وارداتی رفع شود به شکم خالی هیچ مسلمانی فکر نکند. چهار ساعت مداحی برود و بالا و پایین بپرد تا روی موسیقی ها این طرف و آن طرف آب را سفید کند، اطلاعاتش در مورد امام حسین (ع) را از همه جا و همه کس کسب کند الا از یک عالم دینی. پس در این دنیا هیچ عجب نیست از زن خواننده ای که با تقلید مرضیه و مهستی امرار معاش می کند اما همواره در مجالس زنان چادر به سر دیده می شود و ذکر مولا برمی دارد. پس تعجبی نیست که تا چند صباح دیگر همین خانم شبکه ای را به دست گیرد و با همان حفظ حجاب گیسو، آوازه خوانی کند و با تبلیغ انواع لوازم آرایشی خرج شبکه اش را درآورد و دخترکان همان مادران مجلس نشین در فیس بوکشان، آن چه مربوط به اوست را لایک کنند.
این حکایت دین سوپرمارکتی ماست. دینی که حاصل انتخاب عقل و بینش ماست. داعیه دار چنین شریعتی نفسی است که دین را از فیلتر خود عبور می دهد. در چنین دنیایی حق انتخاب همه چیز وجود دارد حتی حق انتخاب مفعول شدن!
امروز تمام دختران ایران زمین باید بنشینند و ساعت ها فکر کنند تا متقاعد شوند که مادر شوند زیرا آن ها حق دارند که انتخاب کنند که مادر نشوند! این در حالی است که تا چند صباح پیش اصلا چنین دوراهی وجود نداشت و هر زنی بعد از ازدواج مسلما مسیری جز بچه دار شدن، به ذهنش خطور نمی کرد. تا چند روز دیگر این طور که پیش می رود ما مختاریم و باید با فکر انتخاب کنیم که بعد از تخلیه، طهارت بکنیم و نکنیم. این حق انتخابی که دنیای قشنگ نو به ما داده است حاصلش میان داری نفسی که بر روی شانه عقل نشسته است و مرتب در گوش عقل می خواند که تو مختاری حال آن که افسار به دست اوست و اصلا مگر می شود در چنین فروشگاه شلوغ و چنین سوپرمارکت پرقفسه ای لحظه ای تامل کرد و مفتون انبوهی قفسه ها نشد.
ما میان قفسه های این سوپرمارکت بزرگ محاصره شده ایم و به جای آن که انتخابگر حقیقی عقل و فطرت ما باشد، ما انتخاب شده این قفسه ها هستیم. ما باید این محصولات رسانه ای را مصرف کنیم و باید آن چه از تلویزیون به ما می رسد را در خاطرمان بسپاریم و سبک زندگی ما چیزی میان همین داده های تلویزیونی است. شریعت ما انتخابی از برنامه ها و شوهای سمعی بصری است. میان موسیقی پاپ و مداحی امروزی، میان خانقاه و صوفی و مفاهیم عرفانی، میان برنامه های پرخرج مذهبی و میان این همه حرف های پر افراط و تفریط منبرها. البته این ها جبر زمان است و این جبر لزوما پر از بدی نیست بلکه دوران پختگی نوع مومنان نیز هست، ما کم کم داریم یاد می گیریم که گزینش کردن آدابی دارد که اولین آن اعتماد نکردن است.

توضیح:این مطلب اثر آقای محمود فروزبخش است که قبلا در پایگاه خبری تحلیلی صاحب نیوز منتشر شده است.

/ 1 نظر / 24 بازدید
ایمان

حقیقت را بیان کردید توصیه می کنم نگاهی هم به کتاب قلمرو دین داشته باشید...